Thursday, December 31, 2015

Hatred of Oppression - Sermon 224 of NahjulBalagha

Shia Truth: Hadith of Imam Ali (NahjulBalagha) about world, oppression and day of Judgment - حدیث از امام علی نهج البلاغه Shia
Part of sermon 224 of Nahjulbalagha
By Allah, I would rather pass a night in wakefulness on the thorns of as-sa`dan (a plant having sharp prickles) or be driven in chains as a prisoner than meet Allah and His Messenger on the Day of Judgement as an oppressor over any person or a usurper of anything out of worldly wealth. And how can I oppress any one for (the sake of a life) that is fast moving towards destruction and is to remain under the earth for a long time?
...
By Allah, even if I am given all the domains of the seven (stars) with all that exists under the skies in order that I may disobey Allah to the extent of snatching one grain of barley from an ant I would not do it. For me your world is lighter than the leaf in the mouth of a locust that is chewing it. What has `Ali to do with bounties that will pass away and pleasures that will not last? We seek protection of Allah from the slip of wisdom and the evils of mistakes, and from Him we seek succour.

Read the entire sermon of Imam Ali here:  sermon 224 of Nahjulbalagh



بخشی از خطبه 224 #نهج البلاغه (در برخی نسخه ها 223 و در برخی 215)
به خدا قسم اگر شب را به بيدارى به روى خار سَعدان به روز آرم، و با قرار داشتن غُلها و بندها به بدنم روى زمين كشيده شوم، پيش من محبوبتر است از اينكه خدا و رسولش را در قيامت ملاقات كنم در حالى كه به بعضى از مردم ستم نموده، و چيزى از مال بى ارزش دنيا غصب كرده باشم! چگونه به كسى ستم كنم براى وجودى كه به سرعت به سوى كهنگى و پوسيدگى پيش مى رود، و اقامتش در زير توده خاك طولانى مى شود؟!
...
به خدا قسم اگر هفت اقليم را با آنچه زير آسمانهاى آنهاست به من بدهند تا خداوند را با ربودن پوست جوى از دهان مورچه اى معصيت كنم به چنين كارى دست نمى زنم! و بى شك دنياى شما نزد من از برگى كه در دهان ملخى است و آن را مى جود خوارتر است! على را با نعمتى كه از دست مى رود و لذّتى كه باقى نمى ماند چكار؟! از خواب عقل، و زشتى لغزش به خدا پناه مى بريم، و از او يارى مى طلبيم.


وَاللهِ لاَنْ أَبِيتَ عَلَى حَسَكِ السَّعْدَانِ مُسَهَّداً، أَوْ أُجَرَّ فِي الاْغْلاَلِ مُصَفَّداً، أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَلْقَى اللهَ وَرَسُولَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ظَالِماً لِبَعْضِ الْعِبَادِ، وَغَاصِباً لِشَيْء مِنَ الْحُطَامِ، وَكَيْفَ أَظْلِمُ أَحَداً لِنَفْس يُسْرِعُ إِلَى الْبِلَى قُفُولُهَا، وَيَطُولُ فِي الثَّرَى حُلُولُهَا؟!
...
    وَاللهِ لَوْ أُعْطِيتُ الاْقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلاَكِهَا، عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللهَ فِي نَمْلَة أَسْلُبُهَا جِلْبَ شَعِيرَة مَا فَعَلْتُهُ، وَإِنَّ دُنْيَاكُمْ عِنْدِي لاَهْوَنُ مِنْ وَرَقَة فِي فَمِ جَرَادَة تَقْضَمُهَا، مَا لِعَلِيّ وَلِنَعِيم يَفْنَى، وَلَذَّة لاَ تَبْقَى!

    نَعُوذُ بِاللهِ مِنْ سُبَاتِ الْعَقْلِ، وَقُبْحِ الزَّلَلِ، وَبِهِ نَسْتَعِينُ.